دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار

رسالت من نوشتن است

نوشتن هم اعتیاد آور است. از همون زمانی که با شوق و ذوق یاد گرفتم اسم خودم و دیگران رو بنویسم شروع شد. و تا سر کلاس های انشا که جزو ملالت بار ترین کلاس برای بعضی ها بود ادامه پیدا کرد اما من همیشه داوطلب خواندن داستان ها و نوشته هایم بودم. تا بعدتر که وبلاگ باز کردم و تا همین الان که کارم و رشته ام نوشتن است.

من هیچ من نگاه

يكشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۳۹ ق.ظ

یکی از فامیل هامون گیر که من عکاسی خیلی دوست دارم و فلان و ... من راهنمایی کردم متناسب با بودجه و نیازش دوربین بخره بعد که خرید چون خیلی ابراز علاقه کرد بهش گفتم می خواهی استاد خیلی خوب بهت معرفی کنم برای یادگیری عکاسی؟ گفت نه دیگه نمی خواهد پول بی خودیه یکم باهاش ور برم یاد می گیرم :| 

بعد کلا رو اتو عکاسی می کنه و قاعدتا هیچ چیز از ترکیب بندی و زاویه بندی نمی دونه عکس ها رو نشونم می دهه می گه خیلی پیشرفت کردم نه ؟ :|

و در ادامه ایشون که حتی در حد مثلث نوردهی هم حالیش نیست و یا نقطه فوکس هم به گوشش نخورده و براش یه معضل بزرگ بود چرا گاهی وقت ها عکس که می گیره سوژه ی پشت گل تار است و شاید دوربینش خراب شده هنوز با دکمه های دوربینش حتی به طور کامل آشنایی پیدا نکرده دیروز به من گفت عکاسی خیلی جذاب و باحاله بیا آتلیه بزنیم پول هم توشه :|

و من درحال جویدن همه ناخن هام بودم :|

  • عارفه هستم

نظرات  (۳)

  • آقای سر به هوا ...
  • من شاگرد که میگیرم واسه عکاسی میگم در چه حد بلدین میگه واسه رفع اشکال اومدم بعد میپرسم ایزو چی کار میکنه میگه نورو تنظیم میکنه :|
    پاسخ:
    :)))) باز این بنده خدا یه احساس نیاز کرده این احساس نیاز هم نمی کنه :|
  • قالب بلاگ رضا
  • خخخ
    شما چرا حرص میخوری؟
    پاسخ:
    اخه اونی که اصرار بر نفهمی داره لج دراره!
    :|
    پاسخ:
    منم همین بودم به خدا

    ارسال نظر

    متاسفانه به علت عملیات بروزرسانی، موقتا امکان ارسال نظر و نظرسنجی مطالب غیر فعال می باشد.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی