دست نوشته های یک نیمچه روزنامه نگار

رسالت من نوشتن است

نوشتن هم اعتیاد آور است. از همون زمانی که با شوق و ذوق یاد گرفتم اسم خودم و دیگران رو بنویسم شروع شد. و تا سر کلاس های انشا که جزو ملالت بار ترین کلاس برای بعضی ها بود ادامه پیدا کرد اما من همیشه داوطلب خواندن داستان ها و نوشته هایم بودم. تا بعدتر که وبلاگ باز کردم و تا همین الان که کارم و رشته ام نوشتن است.

یکی از فامیل هامون گیر که من عکاسی خیلی دوست دارم و فلان و ... من راهنمایی کردم متناسب با بودجه و نیازش دوربین بخره بعد که خرید چون خیلی ابراز علاقه کرد بهش گفتم می خواهی استاد خیلی خوب بهت معرفی کنم برای یادگیری عکاسی؟ گفت نه دیگه نمی خواهد پول بی خودیه یکم باهاش ور برم یاد می گیرم :| 

بعد کلا رو اتو عکاسی می کنه و قاعدتا هیچ چیز از ترکیب بندی و زاویه بندی نمی دونه عکس ها رو نشونم می دهه می گه خیلی پیشرفت کردم نه ؟ :|

و در ادامه ایشون که حتی در حد مثلث نوردهی هم حالیش نیست و یا نقطه فوکس هم به گوشش نخورده و براش یه معضل بزرگ بود چرا گاهی وقت ها عکس که می گیره سوژه ی پشت گل تار است و شاید دوربینش خراب شده هنوز با دکمه های دوربینش حتی به طور کامل آشنایی پیدا نکرده دیروز به من گفت عکاسی خیلی جذاب و باحاله بیا آتلیه بزنیم پول هم توشه :|

و من درحال جویدن همه ناخن هام بودم :|

  • عارفه هستم

بعد مدت ها امروز قرار است برم جایی عکاسی که او هم قطعا هست صبح با دلدرد و حال بهم خوردگی از خواب پا شدم که دردش خارج از تصورتونه تو دست شویی رو زمین چماله شده بودم و جیغ می زدم. مامان بیچاره ام که قیافه اش دیدنی بود با کلی مسکن و ... از چمالگی در اومدم رو تخت ولو شدم چند ساعت دیگه برنامه شروع می شه  واقعا الان موقع این مسخره بازی ها نیست که بدنم با من شروع کرده :(

من باید برم لعنتی 


بعدا نوشت: من با این حال رفتم اون بیشعور نیمده بود همکارهایش همه رو دیدم جز اون رو  بیشعور برازنده اشه مگه نه؟

  • عارفه هستم

بهتون گفتم که خواهرم چه قدر دنیامه؟ حتی با اون اخلاق گندی که داره بازهم دوست داشتنیه برایم یعنی حتی اون اخلاق مغرور و لجباز مردونه اشم دوست دارم. مائده خیلی مغروره و بر عکس من که زق زقو ام غرورش نمی گذاره که جلو کسی گریه کنه و دلش نمی خواهد که کسی گریه اش رو ببینه و قطعا می تونین بفهمین چه قدر دلم کباب می شه وقتی جلو دایی ام و ما بغض می کنه گریه می کنه و نوک دماغش قرمز می شه. منم از گریه ی اون گریه کردم در این مواقع عین یه بچه گربه ی ملوس می شه که دلش می خواهد یکی بغلش کنه و نازش کنه از اون شیر غران مردادیش دیگه خبری نیست. دلیل گریه اشم حوصله ندارم توضیح بدهم لباسی که قراره فردا تو عروسی تنها داداشش بپوشه رو دوست نداره و می گه اونی که خیاط دوخته یه چیزه اونی که من گفته بودم یه چیز دیگه و این خیلی رو مخش رفته

برای این که یکم حالش خوب شه به زور بهش گفتم برای اهنگ رقص چاقو هیچی تمرین نکردی و دوتایی پا شدیم به رقصیدن و کلی خندیدیم خوش حالم که می تونم حالش خوب کنم و بخندونمش این گربه ی شرکم رو:)

من نمی فهمم مگه عروسم که شیش صبح باید برم آرایشگاه؟ من هنوز نخوابیدم و ساعت ٣ و ١٠ دقیقه است حامد با یه باکس هایپ اومده خونه برای فردا:)

  • عارفه هستم

یه هفته مونده به عروسی حامد و یحتمل هفته دیگه این موقع من دارم قند می سایم:)

مامانم همیشه جلو ما خودش رو بی احساس جلوه می دهه اما حالا معلومه یه حالیه از عروسی پسرش تازه خاله امم یه بار لو داد که بغضش گرفت و گریه کرد و من کلی اذیتش کردم و براش دست گرفتم

فردا خونه حامد دعوتیم تا ببینم بعد از بازسازی خونه اش که دهن ما رو آسفالت کرد و جهاز چیدن چی شده 

من همیشه تو خانواده بیشتر از همه اشتیاق عروسی دارم

تازه بین خودمون بمونه جز سحر هیچ کس نمی دونه برای رقص چاقو حرکت طراحی کردم با اهنگ شیرین منصور و منتظرم بعد از فاطمیه تمرینش کنم:)

خلاصه که برای خودم سر شلوغی های الکی دارم همه چیز خوبه تا وقتی یادم نیفته که چه قدر جای بابام تو عروسی تنها پسرش خالیه 

  • عارفه هستم

که مثلا من حوصله ی خودمم ندارم حالم بده و اون اخلاق خوشم بالا بعد عروسمون می خواهد بیاد خونمون که وسایل داداش ننرم و جمع کنن ببرن خونه خودشون

بعد می گن چرا خب خواهر شوهر با عروس بده از همین جا ها شروع می شه دیگه


+شوخی بود بابا درسته از کسلی می خواهم زمین و گاز بزنم حوصله اشون و ندارم ولی دیگه آدم نمون که نیستم

  • عارفه هستم

گریه ی امشبم جلو بقیه خیلی چیزها درش نهفته بود که هیچ کس نفهمید و نخواهد فهمید

  • عارفه هستم

به نظر شما من چرا نمی روم امتحان رانندگی کوفتی رو بدهم گواهی نامه کوفتی تر و رو بگیرم؟

الف) خسته ام

ب) کی می تونه ٥ صبح پاشه بره تو صف آموزشگاه رانندگی

پ) کی حوصله داره اون همه مدت علاف منتظر شه تو خیابون

ت) خوابم می اید صبح می خواهم بخوابم

ث) کل هفته دارم سگ دو می زنم چهارشنبه ام و می خواهم استراحت کنم

ج) به آن حد از فرهیختگی رسیدم که به جای ماشین خودم با اسنب بروم این ور اون ور تا به چرخش چرخ زندگی دیگر افراد کمک نموده و جیب خود را خالی تر نموده

چ) گشادیم می آید

.

.

.

ی) همینی که هست اصلا مرسی اه

  • عارفه هستم

19 اسفند عروسی داداشمه

یه خررروار کار دارم

مثلا یکی از مهم ترین کارهایی که سرم ریخته روزانه  دو ساعت رقصیدن با کفش پاشنه بلند جلو آینه است برای لاغری هم خوبه:)))

  • عارفه هستم

اول این که من می گم تا کی غرب زده باشیم وقتی خودمون شخصیت های فاخری چون ملانصر الدین داشتیم که می تونیم مثالش بزنیم حالا در هر صورت شما یا بخوانید پت یا ملانصر الدین در هر صورت می خواستم بگم من از نوادگان آن حضرات هستم که از اون جایی که مو بور و چشم و آبی نایس و خوجمل نیستم لذا همون نوادگان ملانصراالدین خدا بیامرزم

قس علی هذا اومدم درحالی که رو مبل هال پتو پیچ خوابیدم بگم این شر و ور هایی که با شازده کوچولو به خوردمون دادن و ما هم ده بار خواندیم و هی همه جا تکرار کردیم چرت محضه یعنی بخواهی عمل کنی به بهش دهن مهنت آسفالته

ما یه گلدون خیلی خوشگل خریدیم به رنگ اتاقمون و با توجه به سابقه ای که در خشکاندن گیاه داریم هی به یارو تاکید کردیم یه چیز جون دار بده ما کلا خانوادگی اهل لوس کردن هیچ موجود زنده ای نیستیم می خواهد بچه امون باشه می خواهد گل گیاه

خلاصه خریدیم و آوردیم گذاشتیم تو اتاقمون روز اول سینه ستبر کرده بود شاداب زل می زد به چشمت روز دوم گل هایش لش شدن و ولو شدن ما هم یهو دوهزاریمون افتاد ای دل غافل یارو گفت هر چی جاشون سرد تر باشه بهتر ما هم که همه اش هی تو ذهنمون می اومد تو مسئول گلت هستی تو مسئول گلت هستی حس مسئولیتمون قلمبه زد بیرون فن و خاموش نموده و پنجره رو کمی باز کردیم که همین امر موجب چیز خوردنمان شد حالا سگ لرز زدیم به کنار گلاب به روتون هوا که سرد شد هر دو دقیقه یه بار از خواب ناز می زدیم می رفتیم دست به آب

اخرهم با یه پتو اومدیم رو مبل حال کپه مرگمون و بگذاریم

خلاصه خواستم بگم کلا این کتاب شازده کوچولو کار کار اجنبی هاس و برای ایران نوشته شده تا همه امون رو به طریقی شکنجه بده و له و لورده کنه و پیشنهاد می دهم در راهپیمایی ٢٢ بهمن مرگ بر فرانسه رو هم به شعار هامون اضافه کنیم باشد تا همگان متوجه شوند ما به مکر دشمنان آگاهیم


+ مدیونین فکر کنین مخمم یخ زده


  • عارفه هستم
چرا نمی فهمی من از تو خوشم اومده؟ 
اگرم نمی فهمی نفهمم حداقل یه زری بزن بفهمم تو از یکی خوشت می اید 
اگرم از کسی خوشت نمی آید پس این همه شعر عاشقونه ات چیه نکبت


+ابراز احساساتم همینه دیگه دیوونه ام کرد والا
  • عارفه هستم